خرید بک لینک
عجب خوابی دیدما دیشب

کیفیت عالی

فول اچ دی

خواب دیدم رفتم حرم امام رضا

دم درش خادما به هر کسی یه کاسه گلاب میدن تا برن ضریح امام رضا رو بشورن.

ولی به من نرسید. خیلی ناراحت شدم. خادمه واسه من گلاب رو ریخت تو دستام.

گلابه که بیشتر حس میکردم آبه تا گلاب از دستام هی میریخت. آخه یکی بهم می گفت گلاب ولی من بویی نمی شنیدم و حس میکردم آبه. کلی قصه خوردم. به خادمه نگاه کردم. فهمید ناراحت شدم. لبخند زد

یه نگاه به دستام کردم. دیدم از تو دستام دوباره گلاب یا بهتره بگم یه آب زلال زلال شروع کرد مثل چشمه جوشید. جوری که سرریز می شد.

بعدش رفتم کنار ضریح و آب تو دستم رو ریختم رو ضریح و با دستام ضریح و دست کشیدم که تمیز شه.

بعدش رفتم تو صحن برا نماز

از تو دستامم هر دفه بهش نگاه میکردم آب می جوشید. رفتم تو صف بقیه هم به دستای من که آب ازش سرریز میشد نگاه میکردن. کلی خجالت کشیدم سرمو انداختم پایین. بعدش یادم اومد وضو نگرفتم. با همون آبی که از دستم میجوشید وضومم گرفتم. جالبه هر بار دستم خالی میشد. دوتا دستمو که بهم نزدیک میکردم دوباره ازش آب می جوشید.

خلاصه اینکه اونقدر تو خواب حس خوبی داشتم که وقتی بیدار شدم ناراحت شدم از اینکه همش یه خواب بوده.

جالبه سحر دیشب دلم بدجوری هوای حرمش رو کرده بود

گمونم امام رضا صدای قلبمو شنید

یه دل سیر تو خواب زیارتش کردم.

امام رضا جانم.

ممنونم

برچسب: نویسنده: مهراد احمدی تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 2:37

صفحه بندی